تبليغاتX
Free Smilies and GlittersFree Smilies and GlittersFree Smilies and GlittersFree Smilies and GlittersFree Smilies and GlittersFree Smilies and Glitters دانش آموزی علاف

patoghmanoto

Ḟ Д T ξ M ξ Ḩ

patoghmanoto

http://patoghmanoto.blogfa.com

دانش آموزی علاف

دانش آموزی علاف

دانش آموزی علاف

این وبلاگ شرح حال دانش آموزی علاف میباشد !!!! خداوند بینهایت است.اما به قدر نیازت فرود می آید،به قدر آرزویت گسترده میشودو به قدرایمانت گره گشاست..

دانش آموزی علاف

دانش آموزی علاف
خداوند بینهایت است.اما به قدر نیازت فرود می آید،به قدر آرزویت گسترده میشودو به قدرایمانت گره گشاست..
یه کـــــــــــم منطق لطفا جناب معاون !!!
آقا جان اصلا حس هیچ کاری ندارم !! زوره ؟!! عصبانی .. افسرده .. نگران ، هر چی میخوای هستم ... الان چند روزه !! اتفاق دیروز مهر تاییدی بهش زد !! گیر دادن معاونا تشدیدش کرد !! اصلا شنبه حال خوبی نداشتم !! از عمد نشستم فیلم طنز نگاه کردم !! ولی اصلا خندم نمیگرفت !! نمیدونم چرا احساس میکردم یه اتفاق بد میفته !! تا اینکه تلفنمون زنگ زد .. فائزه (دوستم ) بود گفت شبنم(دوستم ) تصادف کرده سرش شکسته چند تا بخیه هم بهش زدن !! از رو موتور طفلی پرت شده پایین !! سرش کشیده شده رو آسفالت !! اینم از حجاب .. همش تقصیر مدرسه گرامیه که چادر اجباری کرده چادرش گیر کرده لای اسپیک موتور .........

حسابی ریختتم به هم ..حالا فهمیدم چقدر برام عزیز تر از اون چیزیه که فک میکردم !!   شبنم دوست از دوم دبستان من !! با هم بزرگ شدیم ..قد کشیدیم ... با هم میرفتیم مدرسه و برمیگشتیم !! یه کار های میکردیم ..میرفتیم دور خودمون میچرخیدیم همه خیابانو رو میگشتیم برای اینکه با هم بیشتر باشیم !! چه حالی میکردیم ... شده بودم دفترچه خاطراتش !! اون میگفت من میشنیدم !! جاست فرند هم دیگه ..... ولی به خودم همش میگم میتونست بدتر از این بشه !! خدا رو شکر سالمه

خلاصه خیلی گرفته بودم ... رفتم مدرسه ... سعی میکردم خودمو خوشحال نشون بدم !! میخندیدم تا کسی بغضمو نفهمه ... نمیخواستم بشکنمش !! نمیخواستم ضعیف باشم !!  حالا تو این گیر و داد معاونمون میگه کتابتو بده !! نمیخوام براش توضیح بدم جریان این کتابه چیه !! بهش میدم !! میخوام برم ازش بگیرم ..فامیلیمو میپرسه !! بهش میگم .. میگه اسمت رفت تو دفتر انضباطی چون کتاب سر صف همرات بوده !! ... میگم پس بشنوین این کتابه از کجا اومده !!میگم :این کتابه من نیست ..امروزم من عربی ندارم که بخوام سر صف بخونم !! این کتابه دوستمه دست یکی از بچه ها بوده ... چون فردا لازمش داره براش آورده ..از قضا دوست من غائبه ... صاحب کتاب الان نیس داده به من که بهش برسونمش  !! میگه : خوب میبردی میذاشتیش بعد میومدی سر صف !! میگم : وقتی زنگ زده بودین بهم داده ..میرفتم سر کلاس که بهم مبگفتین چرا صفو ترک کردی ؟! میگه به هر حال من اسمتو مینویسم !! میگم آش نخورده دهن سوخته ؟!میگه قبول درسته  ولی بدشانسی تو هس !!!!!!!!!!!!

به درک بنویسه ..صد بار بنویسه !! فقط دلم میسوزه تو مدرسه که نه ،کشوری هستم که ادم بزرگاش یه سر و گردن خودشونو بالا تر از یه نفر میبینن فقط بلدن زور بهش بگن !! اونم قبول کنه ..خدا فقط بهشون زبون حرف زدن داده .. گوش شنیدن نداده !! شایدم داده ...ولی فک میکنه نباید به حرف کوچکتر از خودش گوش کنه !! منطق برای این موقعاس .. خدا یا یه کم .. فقط یه کم بهشون کمک کن ..که اینطوری رو مغز آدم رژه نرن !!

من که از انضباط نمیترسم ... انضباطی که تو برام در نظر میگیری مهمه .. ولی چرا باید اینجوری بشن آدما وقتی بزرگ میشن .. اگه با بچه خودشونم اینکار کنن راضیند ؟!! ینی منم اگه یه روز بشم معاون یادم میره باید به حرف دانش آموز گوش بدم ؟! کمکم کن یادم نره اینا رو من نوشتم !! همیشه سعی کنم با منطق عصبانی بشم یا بگذرم ...ینی امروز معاون ما حرف من براش اینقدر بی منطق بود .. که آخرش بهم بگه شانست همینه !! ینی شانس تو زندگی آدما فقط مهمه !! آدما با شانسشون برنده میشن یا بازنده ؟ یا منطقشون ؟کدومش؟ خدا یا یادم بیار که زندگی اینقدر کوتاهه که نمیدونی چند ثانیه بعدت چی میشه !!؟ مگه شبنمم نبود که رو موتور نشست برام دست تکون داد ؟ اگه تو بهش رحم نمیکردی ..ینی این آخ ر ی ن ب ار ب و د ؟!!! نه خدایا همه عزیزانمو برام نگهدار .. التماس

پ.ن : حرفای من تو این پست تا زنگ آخر تو مغزم غوطه ور بود !! فک کن امتحان ریاضیمو خوبِ خوب حل کردم رسیدم به معادله درجه دو که حلش میکردی به جواب میرسدی !! دیگه نمیدونستم باید چیکار کنم ؟!! صد بار نوشتمو پاک کردم هر بارم رسیدم به معدله درجه دو !!! ولی باز گیر میکردم !!(اینقدر قاطی بودم که به ذهن مبارکم نمیرسید ) ینی به عبارتی قفل کامل مغزی !! خدایا کمکم کن یه روز باعث نشم با رفتارم یه نفر قفل کنه !!!!

|+| نوشته شده توسط Ḟ Д T ξ M ξ Ḩ در یکشنبه 17 آبان1388 و ساعت 14 |

 توجه کردین ایرانیا ماشالله هزار ماشالله چقدر به فیلم عاشقونه علاقه مندن !؟ رو سر قضیه دلنوازان یه زنگ کامل همه بچه ها رو گذاشتیم سر  ِکار (با همکاری یلدا !!! )

هیچی اول یلدا اومد گفت به نظرتون سحر قریشی چند سالشه !؟ گفتم 30 سالش (رحم کردم بهشا وگرنه نظر واقعیم اینه همسن مادربزرگ عزیز ناصرالدین شاه هس !! ) بهمون گفت 22 سالشه !!

کلا همه کف کردن !! یکی از بچه ها گفت قیافش خوبه ... گفتم عینهو گربه اس قیافش !! یلدام گفت انگار در کابینت خورده تو صورتش !! بعد گفتم میدونین آخر سریال چی میشه ؟!! همه مشتاق نیگاه میکنن !! بعد یلدا تا ته حرفمو خوند شروع کرد ..میدونین من تو خانواده سبز تا آخرشو خوندم !!! فاطی براشون تعریف بکن دیگه !!!

منم از خدا خواسته شروع کردم ..هیچی اول از همه بگم اتابک بیچاره میمیره !! بعد در مورد یلدا اینجا ایهام وجود داره : اگه یلدا حاملس پس چرا دور سرش دستمال میبنده ؟!! پس مشخص میشه چون یکی از نشانه های آنفولانزا خوکی استفراغ هس این طفلی خوکی گرفته !! البته شایان به ذکر هس که شایدم حامله باشه !! شایدم هم حامله هم خوکی در این صورت تشریف ببرید تشییع جنازش !! بعدشم دیگه خدمتتون بگم بهزاد با همون مهتاب ازدواج میکنه !! روشنک از رامین طلاق میگیره میره زن دکتر زند میشه !!!!!!!! یلدا و رامینم چون طبقات اجتماعیشون یکسانه با هم ازدواج میکنن !!!

همشون مات ومبهوت ..یکیشون پرسید : الهام چی ؟؟ یهو یلدا پرید وسط گفت الهام بذار براش یه شوهر پیدا کنیم نترشه !!! آها با همکار جهان ملک پور ازدواج میکنه !!!

بعد یکی بچه ها تازه رسیده دارم جزئیات دیگر داستانو میگم .. جلو دهنمو گرفته میگه تو ور خدا نگو بذار خودمون بفهمیم !!!!! خوب که همه چی گفتیم ..میگن چقدر الکی تموم میشه !! یلدا بهشون میگه شماها باور کردین ؟! میگن آره !!!

بعد من همونجا شروع کردم به آواز خوندن !!! بالار فتیم ماست بود پایین آمدیم دوغ بود ..قصه ما دروغ بود !!!همچی اینو گفتیم افتادن دنبالمون !!! البته نکته دیگر اینه که هنوز بعضیا دو زاریشون نیفتاده سر کار بودن !!

بعد یکی دیگشون اومده میگه مگه شما نگفتین تو خانواده سبز خوندین پس چرا میگین دروغه   ؟!! (خدا یا اندکی آی کیو جلبک به این بشر عطا بفرما !!!)

یکی دیگشون میگه شما ها از کجا فهمیدین ؟! یلدا میگه همراه دی وی دی جومونگ نیگاه کردیم !! میگه از کجا خریدین ؟ (استغفرالله )

حالا این جا دو نکته مبهمه اینکه یا ما نقشمونو خیلی خوب بازی کردیم (شکی نیست ) یا بچه های ما خیلی زود گول میخورن !!

در کل جوونای ما شدن این !!! با 4 تا کلمه باور میکنن !! بعد میان میندازن تقصیر موبایل و اینترنت !!

(علت اغفال شدن جوانان کشف شد ) مغزشون کوچولو مونده !! با حوادث دست و پنجه نرم نکردن (مادر جان ) ...راحت دروغ میگن ولی دروغو نمیتونن تشخیص بدن !! خدا کمکشون کنه !!!

حالا زیاد تو فکر نرین گوشه ای کوچک از ایرادات ما بود !!

فعلا !!!

|+| نوشته شده توسط Ḟ Д T ξ M ξ Ḩ در جمعه 15 آبان1388 و ساعت 11 |
آبانه ؟!! چقدر دیررررررررر !!

سلام اجمعین !! حالو حوصله ندارم شاید هر روز بیام اینجا و هر چی تو دلمه بگم تا عقده لا اقل برام نشه !! هنوز آبان نرسیده من حوصله مدرسه رو ندارم (هیچ وقت نداشتم ) .. چه باید کرد باید سوخید وسازید !!

* اینقدر دوس دارم امسال با کفش بزنم تو صورت یه بنده خدا !! که نگوووووووووو!بدم میاد از آدمای از خود راضی !! حیف که نمیخوام اسمشو بیارم وگرنه .......................

قدر خیلیا رو ندونستیم امسال داره خدا حالمونو میگیره !!

* لعنت بر هر چی مدرسه !!! استان فارسم نخبه گیر آورده !! 23 آذر دوباره آزمون گذاشت (دوباره اینا شروع کردن به جوهر حروم کردن !!) ریاضی صفحه 19 ایم قراره تا 23م برسیم 73 !!!!!!!!!! نوبل داره هر کی برام بگه !!

*من دلم بارون میخواد .. اساسی !! مثه پارسال بشیم خیسسسسسس !! همه فک کنن تا 10 روز تو بیمارستانیم فدراش جلوشون سالم رژه بریم !!!

آخ یادش بخیر پارسال کتاب شیمی شبنم (دوستمو ) انداخیتیم تو آب بارون !! کتابه نابود شد !! امسال من خود شخصا جغرافیمو میدم !!

*چقدر 13 آبان جیغ زدیم .. پیاده روی هم نرفتیم !! اه اه !!! اینم مدرسست ما داریم !!؟جایزم بهمون دفترچه ثواب نماز و صلوات دادن !!

*بعضیا فکر میکنن خیلی آدمن ! هر چی دلشون کشید میتونن بگن ولی نمیدونن پیش هیچ کس ارزش ندارن !! چقدر بده یه معلم همه فکر و ذکرش ضایع کردن بچه ها باشه !! امسال دو تا معلم تازه به دوران رسیده (به معنای کامل) داریم ... همش در فکر اینن به هر نحو بزنن تو سر ما !! ما هم خوب بلدیم اینقدر اذیتشون بدیم تا جونشون در آد !!!

*امسال اینقدر دوس دارم یه معلم از سر کلاس پرتم کنه بیرون !! بگه خانم لطفا برو بیرون !!(چه حالی دهد !!)

*خدا خیر نده معلمی که پشت سر ما بد بگه !! معلوم نیس چی گفتن !! همش زیر سر این فیزیکس من میدانم !!اوندفعه مشاور اومد سر کلاسمون !! مام تا دیدم اینه کلاسو پیچیندویم !! تا حواسش نبود از زیر بغلش در رفتم !! داشتیم تو حیاط ول میگشتیم !! معاونمون اومده بهمون میگه : از کلاس بیرونتون کردن ؟! گفتیم نه خودمون بیرونیم !! گفت سر وصدا نکنیا !! گفتیم باشه !! بیچاره نفهمید ...

*هـــــــــی .. پارسال دبیر ریاضیمون میگفت : من به پسرم میگم نگو نفهمیدم به جاش بگو متوجه نشدم !! خداییش ما اون لحظه هیچ فرقی بین این دو تا احساس نکردیم !! ولی امسال کاملا درکش کردیم .. ریاضی امسالمون سوال بپرسی میگه نه تو درس نفهمیدی ؟ یه اشتباه بکنی میگه تو نمیفهمی !! وقتی میگه نفهم انگار میزنن تو سرت !! خیلی بده!! قربون خودش که آخر فهم و دانشه !! خیلی .......

*باورم نمیشه اینجا میشینم درد و دل میکنم !! منی که از هر 5 تا کلمم 6 تاش اون موقع چرت و پرت بود !! آیا یعنی من آدم شدم ؟!!!بعید میدانم !!!!!

*فعلا

|+| نوشته شده توسط Ḟ Д T ξ M ξ Ḩ در جمعه 15 آبان1388 و ساعت 10 |

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ